تبليغاتX
ذکر114
                

  خورشيد نيمه شعبان

سلام بر مهدى(ع)، خورشيد جان‏ها و اميد انسان‏ها. مهدى(ع)، يادگار پيامبران، خلاصه ابراهيم، عصاره محمد، احيا و زنده‏كننده سنت‏هاست. نيمه شعبان، مطلع خورشيد فروزان مهدى(ع) در ظلمت تاريخ است. پيروان قائم آل محمد(ع) همچون او اهل قيام و انقلابند.

مهدى(عج)، كعبه مقصود و قبله موعود امت‏هاست.

غيبت كبرا، دوره آزمايش منتظران راستين حضرت مهدى(ع) است.

وقتى نيمه شعبان مى‏رسد، گلواژه‏هاى «انتظار»، «ظهور»، «فرج»، «حكومت جهانى»، «قسط و عدل»، «ديدار» و «مهدى» مى‏شكفد.

نيمه شعبان، عيد منتظران وراثت زمين براى مستضعفان و شكست سلطه‏هاى جبّاران است. نيمه شعبان، افروختن چراغ شوق در دل شيعيان و اميد بخشيدن به محرومان است.

خورشيد نيمه شعبان

آخرين وصى پيامبر خدا(ص)، دوازدهمين امام شيعه و چهاردهمين معصوم از خاندان رسالت، حضرت مهدى(ع) در سپيده دم نيمه شعبان سال 255 هجرى در شهر سامرا ديده به جهان گشود. با تولد او انتظار تحقق مژده‏اى كه پيامبر خدا(ص) و امامان(ع) از دو قرن پيشتر داده بودند سر آمد و گام او زمين را بركت بخشيد.

نام آن حضرت، نام پيامبر(ص) و كنيه او كنيه رسول خداست. (محمد، ابوالقاسم) توصيه شده است كه در عصر غيبت، از او به نامش ياد نشود، بلكه با القاب متعددى كه دارد، مثل مهدى، منتظر، حجت، صاحب امر، صاحب الزمان، بقية‏اللّه‏، قائم، خلف صالح و ... نام برده شود.

پدرش امام عسگرى(ع) و مادرش نرجس است كه نام اصلى وى مليكه، دختر يشوعا فرزند قيصر روم بود. وجود آن امام، مشخصات وى، مژده ظهورش، ويژگى اصحابش و چگونگى حكومتش، در روايات بسيار آمده است و طبق روايات عقيده به او مخصوص به شيعه نيست، بلكه روايات بسيار در كتاب‏هاى اهل سنت نيز درباره او نقل شده است.

زمينه‏هاى غيبت

از آنجا كه حكومت‏هاى ستمگر، طبق وعده روايات، زوال قدرت خود را در حكومت اين مولود خجسته مى‏ديدند و مى‏دانستند كه از نسل امام عسگرى(ع) خواهد بود، پيوسته آن حضرت را زير نظر داشتند، امام يازدهم نيز تولد اين فرزند را از مردم كتمان مى‏كرد تا دستگاه خلافت به وجود او پى نبرد.

البته در همان دوران كودكى، براى آنكه شيعيان نسبت به پيشواى خود و امام بعدى بى‏خبر و حيران نباشند، امام زمان(ع) توسط پدر ارجمندش به برخى اصحاب خالص و مطمئن نشان داده مى‏شد، تا حجت خدا را بشناسند و بعدا دچار گمراهى نشوند.

امام زمان(ع) پنج ساله بود كه پدرش امام عسگرى(ع) به شهادت رسيد. حضرت بر جنازه مطهر پدر نماز خواند و چون مأموران از وجود او با خبر شدند، در تعقيب او به منزل امام هجوم آوردند. ولى حضرت در يكى از سرداب‏هاى خانه از چشم‏ها ناپديد شد و هر چه گشتند، او را نيافتند. بدين‏گونه رابطه آشكار مردم با حضرت مهدى(ع) قطع شد و دوران غيبت فرارسيد.

غيبت صغرى و كبرى

امام عصر(ع) از آن زمان تا سال 329 هجرى، به مدت 69 سال (كه دوره غيبت صغرى ناميده مى‏شود) از طريق چهار نماينده خاص، با مردم رابطه داشت و نامه‏ها، نيازهاو سؤال‏هاى آنان از طريق اين نوّاب خاص به حضرت مى‏رسيد و پاسخ آن دريافت مى‏شد، به نامه‏هاى آن حضرت «توقيعات» گفته مى‏شد.

نايب‏هاى ويژه او كه در چهار نسل پياپى واسطه ميان امام و امت بودند، عبارتند از عثمان بن‏سعيد، محمد بن‏عثمان، حسين بن‏روح و على بن‏محمد سيمُرى.

با مرگ چهارمين سفير خاص امام در سال 329 دوران غيبت كبرى آغاز شد كه تاكنون ادامه دارد و جانشينان حضرت، فقهاى عادل و واجد شرايط در هر زمان‏اند.

حضرت مهدى(ع) هم‏اكنون از ديده‏ها پنهان است و ما در عصر غيبت بسر مى‏بريم و از ديدن جمالش محروميم.

البته در اين دوازده قرنى كه از عمر آن حضرت مى‏گذرد، اشخاص متعددى به خاطر صلاحيت و تقوا و عمل صالح، توفيق ديدار او را داشته‏اند.

شوق ديدار او در همه دل‏ها وجود دارد و شيعيان، در انتظار پايان دوره غيبت و فرارسيدن «عصر ظهور»ند، تا به يارى او بشتابند. امام عصر(ع) هم‏اكنون زنده است و از آنچه در جهان و ميان مسلمانان مى‏گذرد با خبر است، هر چند ديده نمى‏شود و كسى از جاى او و زمان ظهورش آگاه نيست. ديدار چهره او به سختى ميسر است، آن هم براى انسان‏هاى صالح و پاك، در صورتى كه حضرت مهدى(ع) صلاح بداند.

عصر حضور

عمر طولانى او از معجزات الهى است و تاكنون بيش از يازده قرن از ميلاد او مى‏گذرد. وقتى ظهور كند، در چهره و نيروى يك مرد چهل ساله خواهد بود.

در عصر غيبت، جهان از وجود او بهره مى‏برد، آن‏سان كه از خورشيد پشت ابر بهره‏مند مى‏شود. او حجت خدا در عصر غيبت است و هرگز زمين خالى از حجت نخواهد بود.

ظهور او شرايطى دارد كه وقتى فراهم باشد و خداوند اذن دهد، آن حضرت در روز جمعه‏اى در مكه و كنار خانه خدا ظهور مى‏كند و تعداد 313 نفر از ياران خاص او از سراسر جهان به سرعت خود را به او مى‏رسانند و با او بيعت مى‏كنند و قيام جهانى او آغاز مى‏شود.

امام زمان(ع) ذخيره الهى براى گسترش قسط و عدالت در سراسر جهان است. وقتى آن حضرت ظهور كند، امنيت، عدالت، رونق اقتصادى، وفور نعمت‏هاى الهى در زمين، صلح و صفا و برادرى و مساوات در سطح جهان برقرار خواهد شد.

نصرت الهى پشتيبان اوست و جهان مسخر فرمان او مى‏گردد. به دست او و با يارى پروردگار، «حكومت واحد جهانى» تشكيل مى‏شود و قانون خدا و احكام خدا به نحو كامل در همه جاى گيتى اجرا و حاكم خواهد گشت و قدرت‏هاى ستم نابود خواهد شد.

عقيده به مهدويت و وجود يك نجات‏بخش در پايان عمر جهان، نه تنها در اسلام، بلكه در اديان آسمانى ديگر هم مطرح است و همه فرقه‏ها به نحوى به يك «موعود» و منجى عقيده دارند و در انتظار يك مصلح جهانى بسر مى‏برند. همين عقيده سبب شده كه در طول تاريخ بارها از سوى دروغگويانى ادعاى مهدويت يا واسطه بودن بين امام و و مردم اظهار شود و از اين راه، فرقه‏هاى انحرافى و مسلك‏هاى ساختگى پديد آيد. فرقه بهائيت و قاديانى‏گرى دو نمونه از اين گروههاى منحرف است.

براى زمان ظهور حضرت، نشانه‏هايى در روايات بيان شده كه به «علائم ظهور» مشهور است و بروز آن نشانه‏ها، نشانه نزديكى عصر ظهور است. فراگيرى ظلم و جور در سطح جهان، پيدايش جنگ‏ها و فتنه‏ها و آشوب‏هاى ويرانگر، ناامنى در همه جا، رواج فساد و گناه در جوامع، گرانى و نابسامانى اوضاع اقتصادى و برخى حادثه‏هاى شگفت و بى‏سابقه از آن جمله است.

حكومت مهدوى

وقتى امام زمان(ع) ظهور كند، از مكه به سوى مدينه، سپس به سوى عراق و كوفه حركت مى‏كند. عيساى مسيح از آسمان فرود آمده، به او اقتدا مى‏كند و خداوند زمينه‏هاى قدرت و حاكميت او را بر جهان فراهم مى‏آورد و با يارى و نصرت ويژه، امدادش مى‏كند. آن حضرت، دولت كريمه و الهى براساس قسط و عدل تشكيل مى‏دهد.

مركز حكومتش كوفه خواهد بود. اما سپاه او سراسر جهان را فتح خواهد كرد. در شام و فلسطين و مناطق ديگر، نبردهاى خونينى بين ياران او و پيروان طاغوت‏ها پيش خواهد آمد. سرانجام، پيروزى نهايى از آن اوست.

زمين گنجينه‏هاى خود را براى امام آشكار مى‏سازد. امنيت همه جا حاكم مى‏شود، ويرانى‏ها آباد و ستمگران نابود و مؤمنان عزيز مى‏شوند. آن حضرت چند سال (هفت يا هفتاد سال) حكومت جهانى خواهد داشت، سپس به شهادت مى‏رسد و حكومت عدل او با بازگشت دوباره امامان معصوم ادامه مى‏يابد.

سپس عمر جهان به پايان رسيده، مقدمات قيامت فراهم مى‏گردد. در عصر غيبت، شيعيان وظيفه دارند كه با «انتظار فرج»، زمينه‏ساز حكومت جهانى او شوند و از پيشگاه خدا، آمدن او را طلب كنند.

انتظار فرج كه از برترين عبادت‏ها به شمار آمده، همراه با اصلاح خود و جامعه و مبارزه با ستم و فساد و فراهم ساختن شرايط متناسب با «دولت كريمه» امام زمان(ع) است.

و ... منتظر «مصلح»، بايد خودش هم «صالح» باشد و در «اصلاح» مفاسد بكوشد.

سياسى اجتماعى

اولين كنگره بين‏المللى فاطمه‏شناسى برگزار شد

همزمان با سالروز ميلاد حضرت فاطمه زهرا(س) نخستين كنگره بين‏المللى فاطمه‏شناسى به منظور تبيين شخصيت حضرت زهرا(س) و تأثيرگذارى بيشتر ابعاد شخصيتى دخت گرامى پيامبر(ص) بر زنان جامعه و معرفى الگويى براى خانواده‏ها در استان مركزى برگزار شد.

در اين كنگره ابتدا پيام رئيس جمهور قرائت شد. در اين پيام آمده بود: سخن از فاطمه(س) گفتن آسان نيست، سخن از او گفتن به مثابه توصيف شب قدر است كه خداوند فرمودند شب قدر را كسى مى‏شناسد كه فاطمه(س) را بشناسند. در شأن و منزلت او همين بس كه كلام الهى بر او نازل مى‏شد و امام على(ع) آن را مى‏نوشتند و خدا مى‏داند از اسرار صحيفه فاطمه(س) و فاطمه خود يك صحيفه است كه صفات و اسماء خداوند در او متجلى است.

چرا پيامبر دست فاطمه(س) را مى‏بوسد و او را مادر پدر خطاب مى‏كند و هر صبح و شام بر در خانه او مى‏ايستد و بر وى سلام مى‏كند و رضاى فاطمه را رضاى خدا و خشم او را خشم خدا مى‏داند.

فاطمه مادر رسول الله(ص)، مادر ائمه(ع) و مادر مؤمنين است پس او مادر رحمت للعالمين، صاحب خلق عظيم و مادر سراج منير است، يعنى او مادر معرفت و علم، حكمت و رحمت و عطوفت است. او مادر ولايت و نقطه اتصال به ولايت الهى است.

فاطمه قائمه خانه وحى است و خيمه دين بر وجود او مستقر است. او مادر همه خوبى‏هاى عالم است اگر امت اسلامى به پيامبر(ص) و ائمه(ع) پناه مى‏برند. ائمه به او پناهنده مى‏شوند.

آيت الله جعفر سبحانى در اين كنگره با اشاره به ابعاد گوناگون شخصيت حضرت فاطمه(س) گفت: تربيت، الگوى ملموس نياز دارد و گفتن كافى نيست و اگر ما بخواهيم به زنان جهان

الگوى كاملى نشان دهيم و از قرآن و حديث و تاريخ بگوييم مى‏توانيم شخصيت‏هايى چون حضرت مريم، آسيه و حضرت فاطمه(س) را نشان دهيم.

استاد حوزه علميه قم، شخصيت افراد را مرهون ابعاد سه گانه وراثتى خانواده و فرهنگ عنوان كرد و در ادامه افزود: از نظر وراثت و از نظر خانواده و محيط تربيتى فردى را در ميان پيامبران هم نداريم كه مانند حضرت فاطمه(س) اين تعداد آيه در قرآن در مورد او آمده باشد.

عصمت به معنى نبوت نيست و همه معصومان نبى نيستند و آنچه كه در مورد حضرت زهرا(س) آمده است، در مورد زنان پيامبر نيامده، بيت حضرت زهرا بالاتر از بيوت ديگر است و زهراى مرضيه در قرآن از گناه و معاصى تطهير معنوى شده و سوره كوثر به قرينه ابتر، زهرا و فرزندان اوست.

استاد سبحانى با اشاره به اينكه تعداد فرزندان حضرت زهرا(س) و سادات دنيا بيش از پنجاه ميليون نفر مى‏شوند كه در كشورهاى الجزاير و و مغرب هم تعدادشان زياد است گفت: يكى از ويژگى‏هاى حضرت فاطمه(س)، اين است كه ايشان زهراى محدثه است يعنى فرشتگان با او سخن مى‏گويند و سخن فرشتگان را مى‏شنود و از نظر كمال به مرحله‏اى رسيده است كه گوش و چشمش برزخى شده و مى‏تواند صداها و موجوداتى را كه بشر نمى‏بيند، ببيند و صدايشان را بشنود، طورى كه پس از رحلت پيامبر(ص) و غم حضرت زهرا(س)، فرشته بر ايشان نازل مى‏شود و مطالبى عرضه مى‏كند كه حضرت زهرا(س) مى‏شنود و حضرت على(ع) هم مى‏نويسد و مصحف فاطمه همين است و علم ايشان تنها از راه آموزش نبوده بلكه از عالم بالا هم بوده است.

در ادامه اين همايش آقاى «سهرابى» استاندار استان مركزى گفت: فاطمه(س) سلسله‏دار پيامبر و رسالت، مظهر جامعيت و كمال، اوج انديشه و عرفان، بلنداى معرفت و آگاهى، سمبل اخلاص و ايمان، ستيغ مقاومت و پايدارى، سينه سيناى اسرار الهى، يادگار باقيمانده رسالت كوثر پر بهاى قرآن، حلقه پيوند رسالت با امامت و محورى مؤثر هستند كه در گرداگرد آن فاصله شبهات واقعه عظيم و تاريخى غدير كمتر و كمتر مى‏شود.

زهراى مرضيه(س) در حالى قدم در ميان نهاد كه اميرمؤمنان حيدر كرار نظاره‏گر ابرهاى فتنه‏اى بود كه آسمان اسلام و تشيع را مى‏پوشانيد و بارش تگرگ و رگبار سنگين نفاق گلستان معرفت و بوستان وحدت و سرسبز اخوت و برادرى و برابرى را نشانه مى‏رفت، ايشان همچون حقيقتى مسلم در برابر همه حب و بغض دشمنان خدا و رسول خدا به دفاع از واقعيت‏ها پرداخت.

وى افزود: از فرهنگ مذهبى و ادبى بتول كبرى(س) هرچه به قلم آيد اندك است. ايشان داناترين و برترين بانو براى كل جهان هستى هستند، زيرا كه جهان فرهنگ، ادب و دانش تا به حال به منزلت ايشان كسى را به خود نديده‏اند، و اين در حالى است كه مى‏دانيم فخر زنان عالم نه به آموزشگاهى پا نهاد و نه از دانشكده‏اى فارغ التحصيل شد. او فقط در آموزشگاه شخصيت‏ساز رسالت درس خواند و از دانشگاه نبوت فارغ التحصيل و همراز و همسنگر برترين مرزبان وحى شد. كسى كه از بيت رفيع رسالت و نبوت به خانه پرشكوه قداست و امامت و ولايت منتقل شد.

استاندار استان مركزى در خاتمه گفت: از خانه حضرت زهرا، زينب (س) پيام‏رسان انقلاب كربلا و مفسر شهادت و امام حسن(ع)، نمود صبر و متانت و خويشتن‏دارى، سالار شهيدان حضرت حسين بن على(ع)، آموزگار بزرگ شهادت پا به عرصه حيات نهادند كه زندگى، جهاد و عقيده را معنى كردند.

در اين همايش بين‏المللى سى مهمان خارجى از كشورهايى چون استراليا، بنگلادش، پاكستان، لبنان، تركيه، انگليس، شيلى، هلند، مالزى، آذربايجان، آلمان، كلمبيا و چند كشور آفريقايى، مقالات خود را عرضه كردند.

چاپ كتاب مجموعه مقالات اين كنگره و چاپ شعر برگزيده در 487 صفحه از جمله اقدامات اين كنگره بين‏المللى مى‏باشد.

قابل توجه است مقالات برتر از استان‏هاى تهران، مازندران، مركزى، خراسان رضوى، ايلام و اصفهان و همچنين از كشورهاى انگليس، لبنان، استراليا، بنگلادش و تركيه بودند.

   

دوراني كه امام سجاد(ع) در آن زندگي مي كرد، همه ارزش هاي ديني دستخوش تحريف و تغيير امويان قرار گرفته بود و احكام اسلامي بازيچه دست افرادي چون ابن زياد، حجاج و عبدالملك بن مروان بود. حجاج عبدالملك را مهم تر و برتر از رسول خدا(ص) مي شمرد و برخلاف نصوص ديني ازمسلمانان جزيه مي گرفت و با اندك تهمت و افترايي مردم را به دست جلادان مي سپرد.
در سايه چنين حكومتي آشكار بود كه تربيت ديني مردم تا چه اندازه تنزل كرده و ارزش هاي جاهلي چگونه احيا شده است(1)؛ به طوري كه دو خطر بزرگ جامعه اسلامي را تهديد مي كرد:
 فرهنگ هاي متنوع بيگانه
 خطر تجمل پرستي


از اين رو لازم بود در زمينه علمي كاري انجام شود تامسلمانان به اصالت فكري و شخصيت قانون گذاري ويژه خود كه از كتاب و سنت در اسلام الهام مي گيرد، واقف گردند. در اينجا ضرورت يك حركت اجتهادي (اطلاع رساني قوي) به نظر مي رسيد تا در چهارچوب تعاليم اسلامي، افق فكري مسلمانان گسترش يابد و بذر اجتهاد و تلاش ازبراي يافتن راه حق در دل آن ها افشانده شود و اين كاري بود كه امام سجاد(ع) بدان دست يافت
خطر دوم ناشي از پيشامد امواج رفاه و آسايش در جامعه اسلامي بود كه عشق سوزاني راكه از ارزش هاي اخلاقي و پيوندهاي روحي در مسلمانان پديد آمده بود را خاموش مي كرد
امام علي بن الحسين(ع) اين خطر را احساس كرد و فهميد كه جامعه دچار انحراف شده و روحيه رفاه طلبي و فساد سياسي و اخلاقي و اجتماعي آن را در محاصره قرار داده و از نظر سياسي هيچ روزنه اي براي تنفس وجود ندارد، بنابراين امام سجاد(ع) توانست از دعا براي بيان بخشي از عقايد خود استفاده كند و بار ديگر تحركي در جامعه براي توجه به معرفت و عبادت و بندگي ايجاد كند. امام(ع) در اين سنگر قدرت بس شگرف تصويرهاي روشني ازجامعه اسلامي و وظيفه مسلمانان را در برابر كفرگويان معين مي كند و مبارزه آنان را با منكرات مطرح مي سازد
دعاي او نشان دهنده اين مطالب است كه در هر حال ولو اين كه همه امكانات مبارزه از يك نفر گرفته شود و به فرض اين كه تنها هم باشد، باز هم مسئوليت تلاش و كوشش از او سلب نمي گردد و بايد از دعا به عنوان حربه مبارزه در راه حق استفاده شود
 

انجيل اهل بيت


صحيفه سجاديه از گنجينه هاي ارزشمند دعاهاي امامان(ع) است كه در بردارنده برخي از دعاهاي حضرت سجاد(ع) است.
صحيفه سجاديه كانوني از معارف بلند الهي در ابواب مختلف است و در يك ارزيابي واقع بينانه مي توان آن را ابزار رساي فرهنگي براي مقابله با هجوم فرهنگي دانست كه خلفاي ناشايست باب آن را گشوده بودند. بي ترديد اگر اين حركت ارزشمند فرهنگي در كنار گستره فرهنگي ديگر امامان نبود، اين مهاجمان فرهنگي اثري از اسلام ناب محمدي(ص) باقي نمي گذارند. اهل دانش اذعان دارند كه كتاب صحيفه سجاديه از نظر جايگاه ارزشي سومين كتابي است كه در صدر اسلام پس از قرآن كريم و نهج البلاغه پديد آمده و مانند نسيم صبا در اطراف و اكناف عالم منتشر شده و از اين رو مردم آن را مورد اهتمام و توجه قرار داده اند. سراسر اين كتاب پر ازحقايقي است كه خداوند سبحان هنگام خلوت آن را بر زبان آن حضرت(ع) روان ساخته است و هر كتاب ديگري كه در اين فن تنظيم يافته از اين كتاب بهره و نصيبي برده است. به طوري كه ديگر دانشمندان كتب ادعيه خود را بر مبناي دعاهاي اين صحيفه به رشته تحرير درآورده اند

دعاهاي صحيفه علاوه بر حسن بلاغت و كمال فصاحت بر عالي ترين مضامين و عبارات و علوم الهي مشتمل است. زيبايي، شكوه وقدرت روحي كه در تعبيرات روح پرور آن به كار رفته و طرق مختلفي كه در اوقات گوناگون در مقام فروتني و توسل در پيشگاه الهي و درود وثنا برخداوند انتخاب شده، خود بالاترين شاهد و دليل است بر اين كه صدور آن از مقام امام معصوم(ع) قطعي است و احدي دست رد و انكار بر آن ننهاده و نام آن شهره آفاق است و فروغش بر اكناف جهان گسترده تا آنجا كه هرگز شك و ترديد در آن راه ندارد وگوهري است از معدن علوم امام سجاد(ع). بنابراين به خاطر جايگاه والايش بزرگان علم و ادب سه نام بر آن گذارده اند كه گوياي جايگاه رفيع اين كتاب عظيم الشأن است: 1- اخت القرآن 2-انجيل اهل بيت(ع) 3- زبور آل محمد(ص)صحيفه سجاديه هر چند سراسر دعا و نيايش است و تمام مطالب آن به عنوان راز و نياز انسان با پروردگار خويش ارائه شده، ولي تأمل و تحقيق در گستره مفاهيم و معارف آن به وضوح نشان مي دهد كه دعاهاي آن فراتر از مناجات هاي فردي و راز و نيازهايي است كه يك انسان در خلوت تنهايي خود و در بحران مشكلات زندگي، با خداي خويش دارد.
مناجات هاي صحيفه در حقيقت نجواي علم و اخلاق و عقيده وسياست است با روح موحدان و مناجاتياني كه در محراب عبادت و ميدان جهاد و صحنه مبارزه با شيطان هاي دروني و بروني حضور دارند
امام سجاد(ع) از محراب نيايش مكتبي سرشار ازآموزش و پرورش پديد آورد و با پست ترين خصلت ها و ارزنده ترين انديشه ها را با لطافت وعطر مناجات درهم آميخته و شيفتگان جمال حق را تا جايگاه شناخت حقايق اوج داده است.
صحيفه مدرسه اي است كه معلم آن امام چهارم(ع) است و اين معلم است كه با اين كتاب جهانيان را در تمام اعصار درس مي دهد و هر كس را در حد توان و قدرتش و به اندازه تكليف و استعدادش به مقامي كه بايد برسد مي رساند. صحيفه درياي پرخروش فيض الهي است كه لؤلؤ و مرجانش از شمار بيرون و اشياي پرقيمتش ازحد شمارش خارج است.
صحيفه آفتاب پر حرارت الهي است كه از مشرق وجود حضرت زين العابدين براي تربيت وجود انسان ها طلوع كرده و تا ابد از فروغ بخشي باز نخواهد ماند
 

هدايت و استراتژي در ارتباطات


تبليغ و رساندن پيام وحي به ژرفاي جان انسان ها و استراتژي در ارتباطات از آشكارترين وظايف هر امام وپيشواي الهي است. امام سجاد(ع) همان مسئوليتي را دارا بود كه اميرالمؤمنين(ع) برعهده داشت. رسالت ها و وظايف امامان در اصل و بنيان با هم برابر است ولي شرايط و مقتضيات زمان و نيازهاي مردم هر عصر متفاوت است. تفاوت شرايط و مقتضيات نمي تواند اصول را جابجا كند و آن ها را از ارزش و اعتبار ساقط نمايد، ولي مي بايد شيوه ها و روش ها را تغيير داد. به عنوان مثال علي بن ابي طالب(ع) وظيفه داشتند تا با ظلم و انحراف مبارزه كند و خلافت به حق خويش را به مردم بشناساند و رهبري امت اسلامي را به سوي نظام عقيدتي، سياسي واخلاقي اسلام ناب برعهده گيرد و همين رسالت ها را حسن بن علي(ع) و حسين بن علي(ع) نيز برعهده داشتند در حالي كه واقعيت اسناد و مدارك تاريخ نشان مي دهد كه هر يك ازاين امامان روش ويژه اي را در ايفاي رسالت و مسئوليت يگانه خود اتخاذ كردند. اين در حالي است كه عقيده و پيام وهدف آن ها كم ترين تمايزي با يكديگر نداشته است.
تاريخ نشان مي دهد كه شيعيان در عصر امامت امام سجاد(ع) با جراحت هاي سنگيني كه از روزگار غصب خلافت وجنگ صفين و نهروان و جمل و روزگار حاكميت معاويه و يزيد و نيز شهادت حسين بن علي(ع) و يارانش بر روح خويش احساس مي كردند، مجالي براي نبردي دوباره با دستگاه اموي نداشتند
.فشارهاي روزافزون دستگاه خلافت و نافرجامي قيام هاي توابين بذر يأس و نااميدي را در روح ها پراكنده بود. در چنين شرايطي امام سجاد(ع) اجازه نداشت كه به طور رسمي و علني مانند امام باقر(ع) و امام صادق(ع) به تعليم و آموزش پيروان خود بپردازد و نه امكان آن را داشت تا مانند علي ابن ابي طالب(ع) قوايي را عليه دستگاه اموي گردآورد. اين دو مشكل در ميدان فرهنگ و سياست و جامعه مي توانست براي مدتي طولاني انديشه و معارف شيعي را مورد غفلت قرار دهد تا آن را به بن بست رسيده، معرفي كند
هنر رهبري در هدايت و تبليغ جامعه اقتضا مي كرد كه استراتژي امام سجاد(ع) در ارتباطات بايد عالي ترين نوع باشد(6) بنابراين روش مبارزه صحيح را انتخاب كرد و آن تشكيل و احداث مركز اطلاع رساني جهاني الهي بود كه بتواند از كانال آن چهره انقلاب كربلا وپيام اسلام الهي را به تصوير بكشد و گفتار امام(ع) در آن فريادي است به همه تاريخ كه در هر شرايط و باه هر شكل و هر امكاني كه در اختيار هست، حرف حق را بايد زد و نهضت و انقلاب را بايد پاسداري كرد ودر هيچ شرايطي اين مسئوليت سلب نخواهد شد.
والسلام
 

       نام : حسین

لقب : سید الشهداء

کنیه : ابو عبدالله

نام پدر : علی (ع)

نام مادر : فاطمه (س)

تاریخ ولادت : 3 شعبان

محل ولادت : مدینه

مدت امامت : 11 سال

مدت عمر : 57  سال

تاریخ شهادت : 10 محرم

علت شهادت : عدم بیعت با یزید

نام قاتل : شمر بن ذی الجوشن

محل دفن : کربلا معلی

                                  

 امام حسین فرزند دومین امام علی و حضرت زهرا علیهم السلام است . آن حضرت در شهر مدینه به روز سوم شعبان  دیده به جهان گشود آن حضرت شش ماه و ده روز با برادر بزرگترش امام حسن (ع) فاصله سنی داشت و مراحل رشد و نمو خویش را  درمدت کمتر از هفت سال در مصاحبت با رسول (ص) و سی سال در کنار امیرالمومنین (ع) و ده سال با امام حسن (ع) گذراند.  و در سال 49 یا 50 هجری پس از شهادت مظلومانه امام حسن (ع)  امامت شیعیان را بر عهده گرفت .


امام حسین (ع)  در شکم مادر، کراماتی صادر شده که از آن جمله است:
1- فاطمه (س) از شکم خود صدای ذکر و تسبیح و تقدیس خدا را می‌شنید.
2- نور حسین (ع)  بر صورت و پیشانی فاطمه زهرا ( س)  ظاهر شده بود، به گونه ای که پیامبر اکرم (ص) به او فرمود: «ای فاطمه، من در صورت تو نوری مشاهده می‌کنم. به زودی حجت و امامی برای مردم به‌دنیا می‌آوری»

 

در روایت دیگری، فاطمه سلام الله علیها فرمود:

 « وقتی فرزندم حسین در شکمم بود، در تاریکی شب، نیازی به چراغ نداشتم.»

 

یکی از ویژگی‌های امام حسین ( ع )  این است که جبرئیل مژده‌ی ولادت و خبر شهادت آن حضرت را پیش از تولدش برای پیامبر گرامی آورده است.


امام صادق (ع)  فرمود:

« جبرئیل بر محمد (ص)  نازل شد و گفت: ای محمد! خدا تو را به مولودی که از فاطمه متولد می‌شود مژده می‌دهد و بدان که امت تو، بعد از تو او را می‌کشند»

پیامبر اکرم (ص) فرمود:

« ای جبرئیل! سلام مرا به پروردگارم برسان. مرا به مولودی که از فاطمه متولد شود و امتم او را بکشند نیازی نیست.»

جبرئیل به آسمان عروج کرد و آنگاه فرود آمد و دوباره همان سخن را گفت. پیغمبر نیز همان پاسخ را تکرار کرد.

جبرئیل به آسمان بالا رفت و آنگاه فرود آمد وگفت:

« ای محمد! پروردگارت به تو سلام می‌رساند و به تو بشارت می‌دهد که امامت و ولایت و وصایت را در نسل آن مولود قرار می‌دهد.»
آن‌گاه پیامبر فرمود: «راضی شدم.»

 

ابن عباس از پیامبر اکرم (ص) نقل می فرمایند که :
وقتی امام حسین (ع) به ‌دنیا آمد، خداوند به جبرئیل وحی کرد که با هزار گروه از فرشتگان، بر من نازل شوند و  ولادت حسین (ع) را به من تهنیت بگویند. هر گروه شامل یک میلیون فرشته بود سوار بر اسب‌های ابلق( سیاه و سفید)، با زین‌ها و دهنه‌های مزین به در و یاقوت، و همراه‌شان فرشتگانی بودند که چوب‌هایی از نور به‌دست داشتند .

 

 جشن میلاد امام حسین (ع) در ملکوت

ابن عباس از پیامبر گرامی نقل می کند:
وقتی امام حسین (ع)  به‌دنیا آمد، خداوند در عالم ملکوت به فرشته خازن و عهده دار آتش جهنم،  وحی کرد که به خاطر مولودی که به پیامبرش عطا کرده است، آتش جهنم را بر اهلش خاموش کند و به رضوان، نگهبان بهشت وحی کرد که بهشت را بیاراید و آن را خوشبو گرداند و به حورالعین وحی فرمود که خود را بیارایند و به دیدار یکدیگر بروند و به ملائکه وحی فرمود که در صفوفی بایستند و به تسبیح و تحمید و تمجید و تکبیر بپردازند.
 

پيام حضرت امام خمينى( ره ) به مناسبت روز پاسدار

حضرت امام خمینى ره نیز در سوم شعبان سال 1358  به مناسبت ولادت امام حسین( ع ) در پیامی  سوم شعبان را روز پاسدار نامیدند.

بسم الله الرحمن الرحيم
روز مبارك سوم شعبان المعظم را كه روز طليعه پاسدار و پاسدارى از مكتب مترقى اسلام است به عموم هم ميهنان و بخصوص پاسداران انقلاب اسلامى تبريك عرض و بحق بايد اين روز معظم را روز پاسدار بناميم روز ولادت با سعادت بزرگ پاسدار قرآن كريم و اسلام عزيز است، پاسدارى كه هرچه داشت، در راه هدف اهدا كرد و اسلام عزيز را از پرتگاه انحراف رژيم طاغوت بنى اميه نجات داد... اگر فداكارى پاسداران عظيم الشان اسلام و شهادت جوانمردانه پاسداران و اصحاب فداكار او نبود، اسلام در خفقان رژيم بنى اميه و رژيم ظالمانه آن وارونه معرفى مى شد و زحمات نبى اكرم (ص) و اصحاب فداكارش به هدر مى رفت...همه پاسدار اسلام و حکومت حق باشيد. در اينجا پاسداری اين است که اين حکومت، حکومت عدل باشد و پاسداری از عدالت باشد.پاسداری از عدالت اين است که پاسدار خودش موصوف به عدالت باشد تا بتواند پاسداری از عدالت کند...

               

 

يکي از اساتيد مجرب فن قرائت قرآن و همچنين ابتهالات ديني استاد محمود لطفي نيا متولدسال 1343 استکه با صوت ملکوتي خود قرآن را به زيبايي هر چه بهتر قرائت ميکند.
اين استاد شروع فعاليتهاي قرآني خود را در محضر معلم خويش استاد عليزاده در
شهرستان لاهيجان آغاز کرد و چندي بعد از ايشان و ديگر قاريان استان و کشور پيشي گرفت.
مقام هاي داخلي:
نفر اول مسابقات قرآن کريم دانشجويان کشور در سال 1375
نفر اول مسابقات سراسري قرآن کريم سازمان اوقاف و امور خيريه در سال 1375
مقام هاي بين المللي:
نفر اول مسابقات بين المللي قرآن کريم جمهوري اسلامي ايران در سال 1375
همچنين اين استاد تا کنون براي تبليغ دين به عنوان قاري به کشورهايي از جمله:عربستان ،ماداگاسکار ،پاکستان ،فيليپين ، تايليند ،لبنان ، اتيوپيو...سفر کرده است.

جلسه ي هفتگي اين استاد در مسجد امير صادق شهرلاهيجان هر هفته يک شنبه ها بر گزار ميشود و علاقه مندان به هنرو فن تلاوت ازجاي جاي استان نزد استاد مي آيند و از موعظه ها و نقطه نظرات استاد بهره مند ميشوند.

 بسیاری از قرا مصر استاد لطفی نیا را از برترین های ایران نام برده اند و بارها و بارها از تلاوتهای زیبای این استاد متعجب شده اند.همانگونه که سال ۸۳ یا ۸۴ هنگامی که شیخ مبتل و قاری استاد هلباوی به ایران سفر کرده بود پس از شنیدن تلاوتهای قرا بین المللی ایرانی خطاب به استاد حاج محمود لطفی نیا او را برترین قاری خواند و همواره تلاوت او را ستود.و یا بسیاری از قدیمی های تلاوت در ایران استاد را چه از لحاظ فنی خواندن و چه از لحاظ القا معانی که استاد در این زمینه متخصص است او را برتر خوانده اند.

یک تلاوت زیبا از استاد لطفی نیا


تمامی حقوق مادی و معنوی " ذکر114 " برای " محمدحسین لطفی نیا " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم